| بارش شبنم روی پل خواب....
|
می روم ز دیده ها نهان شوم
می روم که گریه در نهان کنم
یا مرا جدایی تو میکشد
یا تورا دوباره مهربان کنم
این زمان نشسته بی تو باخدا
آنکه با تو بود و با خدا نبود
میکند هوای گریه های تلخ
آنکه خنده از لبش جدا نبود
بی تومن کجا روم؟ ...کجا روم؟
هستی من از تو مانده یادگار...
من به پای خود به دامت آمدم
من مگر زدست خودکنم فرار
تا لبم دگر نفس نمیرسد
ناله ام به گوش کس نمیرسد
میرسی به کام دل که بشنوی:
ناله ای از این قفس نمیرسد

گفتی که مرا دوست نداری گله ای نیست
بین من و عشق تو ولی فاصله ای نیست
گفتم که کمی صبر کن و گوش به من کن
گفتی که نه،باید بروم حوصله ای نیست
پرواز عجب عادت خوبیست ولی حیف
تو رفتی و دیگر اثر از چلچله ای نیست
گفتی که کمی فکر خودم باشم و آن وقت
جز عشق تو در خاطر من مشغله ای نیست
رفتی تو خدا پشت و پناهت به سلامت
بگذار بسوزد دل من مساله ای نیست.........![]()
![]()
![]()

ای آسمان زیبا امشب دلم گرفته
ازهای وهوی دنیا امشب دلم گرفته
یک سینه غرق مستی دارد هوای باران
از این خراب رسوا امشب دلم گرفته
امشب خیال دارم تا صبح گریه کردن
شرمنده ام خدایا امشب دلم گرفته
خون دل شکسته بر دیدگان نشسته
باید شود هویدا امشب دلم گرفته
ساقی عجب صفایی دارد پیاله ی تو
پرکن به جان مولا امشب دلم گرفته
گفتی خیال بس کن فرمایشت متین است
فردا به چشم اما...امشب دلم گرفته
ای آسمان زیبا امشب دلم گرفته....................![]()
![]()
![]()

بی توطوفان زده ی دشت جنونم.....صید افتاده به خونم
توچه سان میگذری غافل ازاندوه درونم
بی من از کوچه گذر کردی ورفتی....
بی من از شهرسفر کردی ورفتی....
قطره ای اشک درخشید به چشمان سیاهم
تا خم کوچه به دنبال تو لغزید نگاهم
توندیدی... نگهت هیچ نیافتاد به راهی که گذشتی
چون در خانه ببستم دگر از پای نشستم
گویی یا زلزله آمد گویی یاخانه فرو ریخت... سرمن
بی تو من در همه ی شهر غریبم
بی تو کس نشنود از این دل بشکسته صدایی
بر نخیزد دگر از مرغک پر بسته نوایی
تو همه بود و نبودی تو همه شعر وسرودی
چه گریزی ز بر من که زکوی ت نگریزم
گر بمیرم زغم دل با تو هرگز نستیزم
من و یک لحظه جدایی نتوانم .....نتوانم
بی تو من زنده نمانم........
من و یک لحظه جدایی نتوانم ......نتوانم........
![]()
چون نسیم سرگردان باتو کوبه کورفتم
غنچه ی توهرجا بود سوی بوی اورفتم
باتلاق چشمانت جذبه ی عجیبی داشت
دست و پا زدم اما بیشتر فرو رفتم
درمسیر بی رحمی مثل قوطی خالی
هی به قلب من مردم پا زدندوتورفتم
هی مرانمی دیدی هی نگاه میکردم
آنقدر ندیدی تا عاقبت ز رو رفتم
باکنایه پرسیدی ساعت شما چنداست
حرف نیش دارت را ساده تر بگورفتم......![]()
اگر دیدی نگاهی خسته دارم
وحس کردی که خیلی بیقرارم
بدان توباعبور از کوچه ی دل....
درآوردی دمار از روزگارم ![]()
پرسه درمن میزند امشب گناه دیگری
بازهم شوق نگاهی اشتباه دیگری
گرچه دل اشراف دارد برتباهی های دل
حتم دارم باز میافتم به چاه دیگری
آرزو های محالم کار دستم داده اند
گاه پابند یکی گاهی تباه دیگری
تاشیوع سنگ ذهن شیشه را نشکسته است
فکر دیگر باید اندیشید و راه دیگری.........
دیگر کسی نمانده وتنها تو بامنی
رفتند از برم همه اما تو با من
بارسفربه مقصد خورشید بسته ا م
این سایه است درپی من یاتوبامنی
امشب زکوچه میگذرم بیهراس تیغ
میدانم ای قلندر شبها تو با منی
بامن بمان که دردل این دشت پرهراس
تنها تراز خدایم و تنها تو بامنی.......![]()
دربازی دل نگاه من مست تو بود
هر برگ دلم شکسته پا بست توبود
من شاه دلم را به زمین انداختم
اماچه کنم که تک دل دست تو بود.....
آرزویم این است :
نتراود اشک درچشم توهرگزمگر ازشوق زیاد/نرود لبخندازعمق نگاهت هرگز
وبه اندازه ی هرروزتوعاشق باشی/آنکه تورا میخواهد وبه لبخندتوازخویش رها
میگردد/وتورا دوست بداردهرآن اندازه که دلت میخواهد......![]()
سال وفال ومال وحال واصل ونسل وتخت وبخت![]()
سال خرم فال نیکومال وافرحال خوش![]()
بادت اندر شهریاری برقراروبردوام![]()
اصل ثابت نسل باقی تخت عالی بخت رام![]()
اونقدریه گوشه موندم وبی صدا
همه میگن شبیه مرداب شدم
چی بگم ازفاجعه ای که اینجاست
من روی دستای خودم آب شدم
کاش می تونستی دستمو بگیری........
شعراز خواهرم
